تبليغاتX
تنها

تنها

کلبـــــــــه ی تنهـــایی

تیتر نداره!

آدم از زیادی کم میاره.

شاید خیلی هامون به این رسیدیم که یه وقتایی که امکانات و مشغولیت هامون کم بود خیلی سرحال تر و خوشحال تر بودیم.

هرچیز کوچیکی که پیدا میکردیم رو ازش نهایت استفاده رو میبردیم. من که اینجور بودم.

اون موقع ها که خط تلفنمون جوری بود که نمیشد اینترنت رو روش سوار کرد، با گوشی و ایرانسل وصل میشدم.

چت میکردم، بازی دانلود میکردم، چه کارا که نمیکردم!!

بچه محل هایی که وقتی جمع میشدیم کارمون نشستن دور میدون کوچیک گذر میشد و حرف هایی که اصولا توی خونه جاش نبود.

بحث های فوتبالی، مذهبی و بعضی وقتها سیاسی.


اینور دنیا همه چیز هست، آره همه چی. بخاطر همینم هست که خیلی چیزا رو کم میارم.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/08/28ساعت 4:16 PM  توسط امیر  | 

خانه همانجاست، خانه همان خانه ست

نمیدونم چی شد، چجوری شد....

نه! عاشق نشدم!

نمیدونم چطور شد که فکر کنم بعد از نزدیک به 1سال و خرده ای اومدم به بلاگفا و وارد این وبلاگ شدم.

دلم تنگ شده، خیلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی!!

توی این 2 سال دنیام خیلی عوض شد. اصلا باورم نمیشد که اینجوری بشه.

امروز صبح اومدم و این خونه خاک گرفته رو یه کم بهش رسیدم. رنگ دیواراش که همون مشکی بود، فعلا هم هست. خواستم آهنگ بذارم دیدم هرچی هست فقط کاست های کهنه ست.

کلی خاطره ست، کلی گوجه سبز که دیگه مثل اون روزها مزه ترشی ندارن. متاسفانه!

زندگی همینه دیگه،نه!؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/22ساعت 2:3 AM  توسط امیر  | 

با اجازه

سلام

تقریبن ۳-۴ ماهی میشه که چیزه جدیدی نداشتم واسه گفتن ولی الان امدم با کلی حرف ....

از تیر ماه که کلاسام شروع شده خیلی چیزا عوض شده ... خیلی چیزا (جز درس) یاد گرفتم ....

مثل همین چیزی که فکر میکنی غلط املائی .... ولی نه یچیزی که از انسان بزرگ یاد گرفتم اینه که به زبان خودم فارسی بنویسم ....

از این گذشته یاد گرفتم که هرچی بهم میگن بدون فکر کردن بهش قبولش نکنم ....

یاد گرفتم ....

امسال مدرسه یه جور دیگس .... نمی دونم چرا ولی فکر می کنم اون جرقه که میگن تو زندگی آدم می خوره تو زندگیم خورده ....

امسال الگوی خودم رو شناختم .... مهم نیس چجوری ولی میرسم ....

امیدوارم ۲۴۰ روز دیگه که کنکور رو دادم دست کم یکم نزدیک شم ....

نمی دونم چرا دارم اینارو اینجا مینویسم ....

دارم می نویسم تا شاید چند سال دیگه یاد این مطلب بیافتم و یادم نره کی اینارو بهم یاد داد ....

بازم مرسی ....

امیر جان فکر نکن یادم رفته .... هر روز یادم هس .....

مرتضا رنج کش

۱۳۸۹/۸/۱۱

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/11ساعت 10:40 PM  توسط مرتضی  | 

موضوع نداریم

سلام امروز بعد از ۳۰-۴۰ رمز اومدم ببینم اینجا چه خبره

تو نظرها یه اسم دیدم یاد گذشته افتادم

داستان دختر سی دی فروش واقعیه

اونی که این سوال رو پرسید اگه من میشناسمش بهم بگه

دلم واسه همه دوستام (قدیمیا) تنگ شده

مرسی که به یادم بودی ................... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/06ساعت 8:6 PM  توسط مرتضی  | 

دلم گرفته آسمون...

دلم گرفته اسمون
نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم
نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها
رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه
خنده به ما نیومده

دلم گرفته اسمون
از خودتو خسته ترم

تو روزگار بی کسی
یه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم
میگه که توی قفسم

من واسه اتیش زدن
یه کولبار شب بسم

دلم گرفته اسمون
یکم منو حوصله کن

نگوکه از این روزگار
یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن
عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه
لحضه به لحضه لعنتم

 

آهای زمین ...!!

یه لحضه تو نفس نزن

نچرخ تا اروم بگیره

یه آدم شکسته تن


خیلی دلم گرفته بود... آهنگشم گذاشتم تا شاید شما هم خواستین 100بار این آهنگ رو گوش کنین



delam gerefte asemoon... | Upload Music

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/29ساعت 4:11 AM  توسط امیر  | 

دختر سی دی فروش

 پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون... بعد از یک ماه پسرک مرد... وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد... دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده... دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد... میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/28ساعت 1:16 PM  توسط مرتضی  | 

عشق و دیوندگی

عشق و دیوندگی

در زمانهای دور که هنوز پای شهر به زمین نرسیده بود . فضیلتها و تباهیا دور هم جمع شده بودن .

ذکاوت گفت : بیاید بازی کنیم ، مثلا قایم موشک .

دیوانگی فریاد زد : آره قبوله ، من چشم می زارم .

همه قبول کردند .... ..... ....

دیوانگی چشماش رو بست و شروع کرد به شمردن ..... یک....دو.....سه.....

همه به دنبال جایی بودند تا قایم شوند.... .....

نظافت به میان ابرها رفت و هوس به مرکز زمین رهسپار شد.

دروغ رو که می گفتند به کویر میره به اعماق دریا رفت.

طعم خوش به داخل سیب سرخ رفت....

حسادت به داخل یه چاه رفت .....

آرام آرام همه پنهان شدند و  دیوانگی همچنان ما شمارد .... هفتاد و سه....هفتاد و چهار .... اما عشق هنوز جایی پیدا نکرده بود ....

معطل بود و نمی دانست به کجا برود.....

تعجبی هم نداره ..... آخه پنهان کردن عشق خیلی سخته ....

  دیوانگی داشت به صد می رسید که عشق پرید وسط یه دسته گل رز و آروم نشست.

دیوانگی فریاد زد دارم میام..... دارم میام.....

همون اول تنبلی را پیدا کرد ..... آخه تنبلی هیچ تلاشی واسه قایم شدن نکرده بود.

بعد نظافت رو پیدا کرد و ....... همی طور همه رو پیدا کرد ....

ولی از عشق خبری نبود .....

حسادت از روی حسودیش آروم در گوش دیوانگی گفت : عشق وسط گل های رز قایم شده....

دیوانگی یه شاخه از درخت رو کند و با قدرت پرت کرد لای گل های رز....

صدای ناله بلندی اومد.....

عشق از پشت گل ها بیرون آمد .....

دستهاشو جلوی صورتش گرقته بود....

و از لای انگشتاش خون می چکید .....

شاخه چشم های عشق رو کور کرده بود ..

دیوانگی که بد جوری ترسیده بود .... با شرمندگی گفت :

حالا من چیکار کنم ...؟ چطور جبران کنم....؟

عشق جواب داد : مهم نیست دوست من تو دیگه نمی تونی کاری بکنی ....

فقط می خوام ازت یه خواهش کنم ....

از این به بعد یار من باش تا راه را گم نکنم ....

و از همان روز تا همیشه عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به احساس تمام آدمهایی عاشق سرک می کشند .......

 

لطفا برداشت خودت رو از این مطلب برام تو نظرها بگو......

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/03/01ساعت 2:10 PM  توسط مرتضی  | 

ای کاش یکی بود.....

دلم خیلی گرفته

دیگه مثل قبلا ها حوصله ندارم

این اتفاق لعنتی هم که افتاد ......

ای کاش یکی باهاش حرف بزنم و درد  دل کنم

امیر هم که خیلی وقته باهاش حرف نزدم

حالا خوبه یه دوست هست که باهاش درد و دل کنم ولی اون هم خیلی خیلی دوره .....

(ولی بازم دمش گرم )

ای کاش امیر هنوز بود ......

ای کاش یکی بود که می شد باهاش حرف بزنمو .......

خیلی وقته کسی به حرفام گوش نمیده یا اهمیت نداده .....

خیلی تنها شدم ....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/01/12ساعت 6:3 PM  توسط مرتضی  | 

اولین آپ 89!

نوروز شادباد!

 

آخرین آپ سال ۸۸ رو مرتضی انجام داد.. شاید چون کم کم کارش اونجا داره تموم میشه!

اولین آپ ۸۹ رو من انجام میدم چون کار من تازه داره شروع میشه اینجا!!

 

چون مرتضی گفته بود که مطلب قبلی آخریشه دیگه منم چیزی از چهارشنبه سوری و ... نگفتم.

ولی الان میگم.

جاتون خالی خیلی باحال بود! سرد بود ولی ما ایرانی ها گرم بودیم و داشتیم حال میکردیمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

عادت به پر حرفی ندارم..

امیدوارم که سال خوبی باشه واسه همه..

امیدوارم که نو روز باشه واقعا!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/01/01ساعت 3:40 PM  توسط امیر  | 

آخرین آپ سال 1388

سالام به همه دوستای گلم

حالتون خوبه؟

دیگه یه  چند روزی تا آخر سال نمونده

بالاخره مدرسه ها تعطیل شد و ولمون کردن

امسال یکی از به یاد موندنی ترین سال های زندگیم بود

پر از شادی و غم و دوستی و قهرو ..............................j-:

خلاصه امسال رو با همه خوبی و بدی هاش تموم کردیم

امیدوارم همه سالی خوب داشته باشم و تعطیلات یهشون خوش بگزره

راستی اگه رفتین مسافرت سوغاتی یادتون نره.....................

به هر حال سال خوبی داشته باشین X:X:

مرتضی رنجکش

۲۶/اسفند/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/12/26ساعت 2:45 PM  توسط مرتضی  | 

نمیدونی چقدر دلم هواتو کرده..

یه ترانه ای رو شنیدم که خیلی ازش خوشم اومد.واسه همینم اینجا نوشتم متنشو.. قسمتی از آهنگ رو هم تکه کردم و گذاشتم که بتونین شما هم گوش بدین..


سرتو بذار رو شونم

        تا بگم دوست دارم

                    نمی تونم بی تو بمـــونم

گل نـازم

   مهربـــونم

       اگه برنگردی دیوونه میشم

                     غزل می خــونم

 

نمیدونی چقدر دلم هواتو کرده

     هوای قهر و آشتی و نگـاتو کرده


  نمیدونی قلب شکستم اینجا اسیِِِــره

            نگفتی با خودت بـــری دلم میمیـره...



hamed mehdi-sareto bezar roo shoonam | Upload Music
+ نوشته شده در  شنبه 1388/12/15ساعت 5:24 PM  توسط امیر  | 

بچه مدرسه ای شدم!!

امروز روز سومی هستش که من دارم میرم مدرسه!

تا حالا که خوبه

از کشورهای مختلف همکلاسی دارم.. تایلند.. کوبا.. پرو.. روسیه.. افغانستان.. چین..عراق.. مغولستان.. از آفریقا هم چند نفر هستن.

منم که گل سرسبدشون ردیف اول میشینم و تیکه میندازم که معلمه نمیفهمه چی میگم!

کلی میخندیم!

ولی ای کاش شما دوستای گلم اینجا بودین تا باهم میخندیدیم

با اینکه اینجام ولی دلم پیش شماهاست!

باور کنین وقتی فیلمایی که توی یوتیوب از وقایع ایران میذارن رو میبینم تمام خوشی های خودمو از یاد میبرم.. کم مونده گریه کنم

دیروز صبح هم قبل از رفتنم به مدرسه یه فیلمی دیدم که تازه پخش شده بود.. واسه همون روزای اول بگیر بگیر بود..

توضیح نمیدم.. فقط بگم دانشگاه بود..

 

دیر دیر آپ میکنم چون نمیتونم زیاد بیام نت... ولی هروقت بتونم چیزی واسه نوشتن پیدا کنم میام و میذارم تو وب.

امیدوارم همیشه بخندین.. با اینکه میدونم سخته!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/06ساعت 6:19 PM  توسط امیر  | 

ریاضیات

سلام اونایی که ریاضیات خوبی دارم

این معادله برا ی عاشقاست(البته اونایی که بلد باشن)

 

lim x=love
               x->u

شرط:     x=Me

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/12/02ساعت 10:8 PM  توسط مرتضی  | 

جغرافیای خانم ها...

در سنین ۱۵ - ۲۰ سالگی مثل افریقاست.
نصف استعدادهاش شکوفا شده، نصفش هنوز دست نخوره است.

در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی مثل امریکاست.
همه استعدادهاش شکوفا شده و از هر نظری به تکامل رسیده.

در سنین ۳۰ تا ۳۵ سالگی مثل ژاپن و هند هست.
خیلی خیلی خون گرم، باهوش و زیبا

در سنین ۳۵ تا ۴۰ سالگی مانند فرانسه است.
بعد از جنگ نصفش خراب شده، اما هنوز جذاب

در سنین ۴۰ تا ۵۰ سالگی مانند آلمان است.
جنگ رو باخته ولی هنوز به آینده امیدواره.

در سنین ۵۰ تا ۶۰ سالگی مانند روسیه است.
گشاده رو و آرام است ولی کمتر کسی اشتیاق رفتن به نزدش را دارد.

در سنین ۶۰ تا ۷۰ سالگی مانند انگلیس است.
با گذشته خاطرات درخشان اما بدون آینده روشن.

بعد از ۷۰ مثل سیبری است.
همه می دونند کجاست، ولی کسی حاضر نیست به نزدش بره!

نکته: خانم های ایرانی از ۳۰ سال پیرتر نمی شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/11/28ساعت 8:9 PM  توسط مرتضی 

دهه ولنتاین!

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیدهه ولنتاین بر همه دوستای گل مبارک!عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

میگم "دهه" چون ۴روز بعدش روز سپندارمزگان هستش که قدمتش خیلی بیشتر از ولنتاینه!

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar-20.comعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

من هدیه های این دو روز رو واسه چند تا از بهترینام کنار گذاشتم!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

ازم دورن... ولی دلم همیشه باهاشونه!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

یکیشون مرتضی هستش!

ولی اسم بقیه...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

بخاطر مسائل امنیتی اسم نمیبرم ولی اینو بدونن که همیشه دوستشون دارم!

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/11/24ساعت 6:42 PM  توسط امیر  |