چند نکته که با رعایت اونا می تونین توجه جنس مخالفتون رو نسبت به خودتون جلب کنین.

 

اگر شما از تناسب اندام و شکل ظاهری خوبی برخوردار هستید می تونید با رعایت چند نکته ظریف نظر طرف مقابلتون رو به خودتون جلب کنین...

 

با پسرا شروع می کنم:

1 ) موقع راه رفتن قوز نکنین (کمرتون رو صاف نگه دارین) این مورد شاید مهمترین و تو چشم ترین نکته باشه..پس خوب رعایتش کنین....

 

2)سرتون رو بالا بگیرین...

 

 

3)قدمهاتون رو استوار و مردونه بردارین (با آرامش)

 

4)زیاد این طرف اون طرف رو نگاه نکنین و سعی کنین نگاهتون به راه خودتون باشه...

 

5)با صدای بلند صحبت نکنید...موقع راه رفتن ترانه نخونین(لبتون زیاد تکون نخوره)

 

 

6)بی خودی و با صدای بلند نخندین...

 

7)وقتی با دختری فیس تو فیس شدین نیشتون تا بناگوشتون باز نشه و در عین حال خونسرد باشین....

 

8)وقتی با دختری چشم تو چشم شدین ونگاهاتون کمی طولانی شد باید در نگاه شما یک آرامش و خونسردی       خاص ومنحصر به خودتون موج بزنه....

 

9)زیاد از لباسهایی که روشون شده تابلو اعلانات استفاده نکنین..همچنین از پوشیدن تی شرت هایی با رنگ         جلف خودداری کنید....

 

10)موقع صحبت کردن با دختر توجه داشته باشین که تن صداتون رو با توجه به موضوع بحث و حالت روحی        طرف مقابلتون عوض کنین...

 

11)زیاد از کلمات تکراری استفاده نکنین....

 

12)توجه داشته باشین که دخترها از احساسات خوششون میاد و در عین حال از پسری که زندگیش شده منت          کشی از دختر خوششون نمیاد.....(مرد باش)

 

 

 

حالا نوبت دخترا:

 

1)موقع راه رفتن کمی قدمهاتون رو سریع بردارید....

 

2)زیاد  سرتون رو نچرخونید که این طرف اون طرف رو نگاه کنید...

 

3)وقتی سرتون بالاست سعی کنید که به راه خودتون خیره بشین...

 

4)با صدای بلند صبت نکنید...

 

5)از خنده و حرکات بی مورد جلوی پسرها جدا بپرهیزین...

 

6)وقتی با دوستان خودتون قدم می زنید سعی کنید تا حد ممکن اسم همدیگرو صدا نکنید(البته جلو پسرا)

 

7)وقتی با پسری فیس تو فیس می شید دست و پاتونو گم نکنید...با آرامش از کنارش رد بشین...

 

8)وقتی که با پسری مدتی چشم تو چشم شدید نگاهتون رو به آرامی ازش بگیرین و با نجابت خاص ومنحصر به    خودتون طرف دیگه ای رو نگاه کنید...(چشمهاتون رو با آرامش و خونسردی بچرخونید)

 

9)از پوشیدن لباسهای تنگ و بدن نما پرهیز داشته باشین(تا پسری که واقعا شما رو بخاطر خودتون می خواد       بپسنده)

 

10)وقتی با پسری صحبت می کنید زیاد شما حرف نزنید...کلماتتون رو با توجه به نوع حرف زدن پسر انتخاب کنید....(مثلا زیاد لفظ قلم صحبت نکنید)

 

11)چند تا تیکه جواب آماده برای مواقع ضروری داشته باشید...

 

12)به متلک ها و تیکه های پسرا زیاد توجه نکنید و حرفی نزنید...

 

13)این رو مطمئن باشید که اگر قراره با پسری که فقط شما رو بخاطر خودتون دوست داره دوست بشین  باید         نجابت به خرج بدین....پسرها از دخترهای نجیب و هنرمند خوششون میاد....پس خودتون رو زیاد سبک نشون ندین(هیدروژن نباشین) در غیر این صورت دوستی ها بخاطر چیزهای دیگه ای بوجود میاد...

     جایگاه شما بالاست....خودتون رو پست نکنید...

 

 

 

 

...Amir

ادامه نوشته

به نظر شما تو این زمونه با این دوستی هایی که بین ما دخترا و پسرا ایجاد میشه

         آیا بازم دختر برا پسره؟

 

  امروزه به هر جوونی که بگی نظرت راجع به دوستی دختر با پسر چیه  تقریبا همشون میگن ((دختر واسه پسره..این اصول خلقته))

  ولی آیا واقعا همه پسرا و دخترایی که با هم دوست میشن مال همدیگن؟

  من میگم نه!!

  با یه مثال خیلی ساده میگم که چرا میگم نه.

  مثلا من امروز با  یک دختر خانوم خوش تیپ و خوشگل رو به رو شدم… از قیافش و تیپش خوشم اومد. تو دلم میگم ((چی میشه که مال من بشی!!؟!!))

  حالا اونور قضیه این دختره هم درباره من یه فکرایی میکنه..((وااااااااااااااااای!! چقدر خوشگل و خوش تیپ و خوش هیکله… چی میشه اگه یه تیکه به من بندازه!؟!؟ تو جوابش چی بگم؟؟؟))

  بی خیال… زیاد ذوق نکنین… این یه مثال بود.

  اگه وضعیت طبق روال بالا پیش بره نتیجه اینی میشه که الان میگم:

  (( من به دختره تیکه میندازم ... دختره هم از خدا خواسته نه نمیگه.فردای اون روز دختره منو میبینه... ولی اون پسره دیروز نیستم...اون لباسا اون تیپ و قیافه!  همشون قرضی بود. اینبار دیگه حتی به من فکر هم نمیکنه..

  یه ذره جلوتر میرسه به یه پسر خوش تیپ تر به اسم مرتضی(همین رفیق خودمون)... آقا مرتضی تیکه میندازه و دختره هم میبینه چه کسی بهتر از این رفیق ما...نه نمیگه.

  بعد چند وقت دختره میره خونه خالش.با دختر خالش دوتایی میرن بیرون که یه گشتی بزنن... دوتا پسر خوشگل میفتن دنبال این دوتا دختر خاله...دختر خاله با یکی از اون پسرا دوست میشه...دختر قصه ما هم میبینه وضع شیر تو شیره و خر تو خره و کی به کیه ... اینم با اون یکی پسره دوست میشه.

  خب...........................

  فکر کنم همه فهمیدین منظور من از این داستان چی بود!

  این مثال فقط یه قصه بود.... ولی عین این ماجراها رو من دید....

  تا اینجا از واژه معروف (( گربه صفتی )) گفتم... درباره دخترا..... ولی دخترا ناراحت نشن. درباره پسرا هم مینویسم...یه کم که سرم خلوت بشه نسخه پسرا رو هم تو همین وبلاگ می پیچم..

 

                              

                                

...Amir

.. i love

.... i love

....

(%)

سلام

بعد از چند روز

ببخشید که چند وقتی نبودم داشتم ست درس می خوندم

تازه یه عکسم دارم که این موضوع رو کاملا شرح میده که داشتم درس میخوندم

()o->
(%)

 ولی به هر حال  .. .. .. ..

من میخوام درس خون بشم این ... نمی زارن که

هی میگن برو تو چت . ۳۶۰. و .....

ولی بازم از دوست خیلی خیلی خوبم امیر که تو این چند روز کهنبودم وبلا گو مدیریت کرد ممنونم

 

 

 

 

دختر هـــــــــــا

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن
۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است
4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن
5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله
6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي
دارن که مرتبش مي کنن
7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن
8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين
9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن
10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )
11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن
12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز

   
 

                            تنهایی خوب است...   

 

نمیدونم که تنهایی از نظر بقیه چه معنی داره.. بعضیا میگن که خیلی بده..میگن وقتی که آدم تنها میشه خیلی چیزا سراغش میاد..افسردگی و... ... بعضیا تعبیرشون از تنهایی فقط  اینه که وقتی کسی دور و برت نباشه تنهایی... اصولا نباید با این اقراد درباره تنهایی .. عشق یا هر چیزی که احساسات رو درگیر خودش می کنه صحبت کرد...

بگذریم... نگاه هر کسی به تنهایی متفاوته....

ولی من می خوام یه جمع بندی کلی از نظرات کسانی که تجربه تنهایی رو دارن رو به طور خلاصه بگم...

 

     گاهی وقتا که آدم دلش از چیزی می گیره می خواد که تنها باشه و کمی تو خلوت خودش به اتفاقات فکر کنه..

ببینه که چی شده؟ کجا رو اشتباه کرده...وقتی تنهاست می تونه تمامه فکرشو متمرکز اون مسئله کنه...میتونه بدون هیچ مزاهمتی برای کاراش برنامه ریزی کنه...

 

     گاهی وقتا تنهایی یه انسان نا خواستست... قضاء و قدر این طوری بوده که تنها باشن.نمیشه درباره تنهایی درونی این اشخاص کار خاصی کرد...( گفتم تنهایی درونی..   در این باره هم توضیح میدم...)

این جور تنهایی ها واسه خودش عالمی داره...(از خدا می خوام که هیچ کسی دچار همچین تنهایی نشه)

این جور افراد معمولا دل پری از دنیا دارن...تنهایی این افراد هم می تونه واسشون مضر باشه و هم می تونه اونها رو به اوج عرفان ببره....مونده به اینکه خودشون و محیط اطرافشون چطور بخوان....

 

     کسانی هستند که اصلا به قیافشون نمیاد تنها باشن...همچین کسایی تو جامعه ی خودمون زیاد پیدا میشه...

این اشخاص اصولا روابط عمومی نسبتا قوی دارن...توی جمع میگن و می خندن ولی ته دلشون تنهایی رو احساس می کنن.. نمونه بارزش خود من یکی از همین افراد هستم... همه جوره دوستی دارم ولی با بیشتریاشون فقط دوستم نه رفیق....

    تنهایی درونی از بعضی احساسات بوجود میاد... یکی از مهمترین اونها  احساس و راز مقدسی به نام          (( عشق))...

    یکی از ساده ترین تعریفهای عشق همون سه کلمه هستش که تقریبا از بچه هم بپرسی بهت میگه: ((علاقه شدید قلب)) ...ولی عشق بزرگتر و مقدس تر از اینه که بخوایم با سه کلمه توصیفش کنیم... نمی خوام از بحث اصلی دور بشم...

    تنهایی حاصل از عشق در پسرها از علاقه مند شدن به یک دختر و در دخترها از علاقه مند شدن به یک پسر شروع میشه... وقتی که اون پسر یا دختر فکر می کنه که معشوقش بهش فکر نمی کنه یا در بعضی ها هم از دوری این احساس بوجود میاد..

    خدا عشق رو در دل انسان قرار داد... عشق با خودش تنهایی داره... تنهایی عشق زمینه ایست برای اندیشیدن... فکر کردن درباره عشق... درباره اینکه آیا عشق من فقط زمینی یا اینکه می تونه فراتر هم بره و تبدیل به یک عشق آسمانی بشه.... در بیشتر موارد عشق ما تو حصار زمین اسیر میشه... نمی تونیم آسمونیش کنیم....

     وای که اگه این تنهایی عشق بتونه ما رو به یاد تنهایی خالق عشق بندازه... اون موقع میتونیم ادعا کنیم که واقعا عاشقیم...

پس تنهایی در خیلی از موارد بد نیست....

   حرفام رو می خوام با جمله رفیق خیلی خوبم مرتضی به آخر برسونم:

  ((تنهایی چیز خوبیه... آدم رو یاد زمانی میندازه که کسایی رو کنارش داشت و قدرشون رو      ندونست))

 

Amir…

آن روزها...

در شبی دیگر

دیدگان اندوهم

سوی آسمان پر کشیده اند

و نهایت غرابت مرا

ونهایت عشق مرا

که یادم داده اند دیوانه وار دوست بدارم

                 به ستاره ها گفته اند.

 

من اندیشه ی خود را در سکوت

                گم کرده ام

وصدای ایمان برف در کوچه های آشنایی اندیشه ام را

             در آمیزش خاطرات کودکی ام با شب یافته ام.

آن زمان که مانند شب دوست می داشتم

مانند برف می سوختم

و مانند جوانه ی یاس بزرگ می شدم

 

آن زمان که مشقهایم را بی مهابا می نوشتم

و اگر اندوهی پیدا می شد

             نقاشی می کردم

             آسمان را با خورشید

با رسول رامین شهرام

       می دویدم تا نزدیکی افتادن

              و می افتادم

              و می افتادم

و می رفتم در نهایت صداقت

با غروری شاداب

قهر می کردم

وشب شبی که برف می بارید

ومن در کنار یک نور می خوابیدم

                و فراموش می کردم.

 

افسوس از آن روزها

      که رفتند...

و امروز

خورشید

اندیشه ی برفی رنگم را

به شب

پیوند داده است

افسوس از آن روزها...

زشت ترین خطا آن است که به خطای دیگران بپردازیم.

 

 

هنرمند جامیست لبریز شراب روحانی.

 

 

موسیقی زبان روح آدمی ست.

 

 

هنر را هرگز نمی توان خرید.کسی که هنر خویش را می فروشد خرمهره را جای گوهر قالب می کند.هنر هرگز بر آستان قدرت وپول سر خم نمی کند.

 

 

جهان میوه ی رسیده ی باغ خداوند است.

 

 

انسانی که بر تخت قدرت تکیه میزند برده می شود.

 

 

اگر تهی دست هستی از همنشینی با کسانی که ملاکشان پول است بپرهیز.

 

 

اگر هستی هر آنچه که هست بر نیستی رجحان نمی داشت چیزی بوجود نمی آمد.

 

 

دلهای سنگی نمی شکنند همانطور که مردگان هرگز نمی گریند.

 

 

ای برادر! تو انسانی همین کافیست تا دوستت بدارم.

 

                                                        

 

 

 

 

به راحتي مي شوددوست داشتن را به زبان آورد، ولي به سختي مي شود آن را نشان داد... ا

 

 

 

عاشق شده ام چه کنم؟

می خندم می گویند دیوانه است...

می گریم می گویند بچه است....

اگر عاشقی خطاست می خواهم خطا کنم....

اگر عاشقی گناه است می خواهم گناه کنم...

و اگر عاشقی مرگ است می خواهم بمیرم.......

یک نفر تنهاست...

ای کبوتر های نا پیوند

              با بام زمین

اینطرف

در بی کران پستی این خاک

             یک نفر تنهاست

             یک نفر تنهاست

توجه *                         *توجه

با عرض پوضش از دوست خوبم امیر حسین کاکایی:

دوستان عزیز متن زیر مطعلق به جناب آقای امیر حسین کاکایی (danialx.blogfa.com)

می باشد.

 

چمدانم را بر می دارم

از ترس جا ماندن از پرواز خیلی چیز ها یادم می رود

دیگر کاری در اینجا ندارم

به سمت فرودگاه حرکت می کنم

آخرین فرودگاه جهان

آخرین فرودگاه !

البته فرودگاهی که هیچ هواپیمایی در آن فرود نمی آید

همه می روند !

هیچکس در آن فرودگاه بلیط برگشت در دستانش نیست

باید فقط برود

باید گذشت داشته باشد

باید دل بکند

باید با شهامت باشد

این شرایط دادن ویزا به مسافران بود

این فرودگاه عجیب است

لیست انتظار ندارد

بازرسی ندارد

حراست ندارد

گیشه کارت پرواز ندارد

هرکس ٬ هر وقت که بخواهد می تواند سوار هواپیما شود

بلند گو برای بار آخر به مسافرین هشدار داد که جا نمانند

من عجله دارم

خداحافظ

و پرواز...

<<لطفا یه سری بهش بزنید وگر نه من

زنده نخواهم >> 

تنهایی شبانه…

چیزی به طلوع ستاره باقی نمانده بود

       باید میرفتم

و خودم را به نگاههای مهربانش می سپردم

و رویاهایم را تازه می کردم.

 

   دلم گرفته است

و مدتهاست با کسی حرف نزده ام

باید به او میگفتم که تنهایم

 

    صبح نزدیک است

       اما ستاره ای نیست

صفحه های خالی دفتر خاطرات من

      پر از اسم او

  و زمزمه های تنهایی شبانه است.

مي پرسم: "چه كار مي كني؟"

مي گويي:"به آينده فكر مي كنم!"

مي پرسم:" آينده؟"

مي گويي:

آ:آري كاش

ي:يك بار

ن: نشان بدهي

د:دوستم داري

ه:همين!!!

عشق از وجود خود آگاه است. یک انگیزش آفریننده است. هدفی دیگر، فراتر از سرشار شدن از خود، ندارد. انسان در تمام نقصهای خود کامل است. باید بپذیرم، اگر چنین بنماید که کسی در مسیری مشخص، بسیار آهسته حرکت می کند، به دلیل آن است که تنها امکان پیشروی او در همین است. 

و همین در عشق نیز روی می دهد.

(جبران خلیل جبران)

تفاوت نیمرو درست کردن دختر ها و پسرا رو براتون میذارم:  

(منبع وبلاگ "دختر شيطون"

 دختر ها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

ولي بازم دم پسرا گرم !

نظر يادت نرهاااااااا!

يادم باشه ...

یادم باشد حرفي نزنم كه دلي بلرزد؛ خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نيست

يادم باشد جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم

يادم باشد بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم

يادم باشد از چشمه درس خروش بگيرم و ازآسمان درس پاك زيستن

يادم باشد سنگ خيلي تنهاست...

يادم باشد با سنگ هم لطيف رفتار كنم؛ مبادا دل تنگش بشكند

يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان

يادم باشد زندگي را دوست بدارم

يادم باشد هرگاه ارزش زندگي از يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد

يادم باشد معجزه قاصدك ها را باور داشته باشم

يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود

يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم

يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم ونترسانم

يادم باشد كه زنده ام!

منتظر نظرای قشنگتون هستم

قبل ازدواج

مرد : دیگه نمی تونم منتظر بمونم .

زن : می خوای از پیشت برم ؟

مرد : فکرشم نکن .

زن : منو دوست داری ؟

مرد : البته .

زن : تا حالا به من دروغ گفتی ؟

مرد : نه چرا این سوال و می پرسی ؟

زن : منو مسافرت می بری ؟

مرد : مرتب .

زن : منو کتک می زنی ؟

مرد : به هیچ وجه .

زن : می تونم بهت اعتماد کنم ؟

بعد از ازدواج : همین متن و از پایین بخونید !!!

لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد


ختم کلام : دوست دارم !

سلام به همه دوستان و آشنایان و خوبان و خوشگلان و خوش تیپان و ....  !

ببخشید یه مدط نبودم . آخه داشطم درص می خوندم ... دیگه بالاخره اونم گرفطاری خودشو داره . ولی اشکال نداره اوزش آدم با صواد می شه !  

سلام به همه دوستان و آشنایان و خوبان و خوشگلان و خوش تیپان و ....  !

ببخشید یه مدط نبودم . آخه داشطم درص می خوندم ... دیگه بالاخره اونم گرفطاری خودشو داره . ولی اشکال نداره اوزش آدم با صواد می شه !  

 

آنان که با زندگی می سازند زندگی را می بازند

با زندگی نساز آنرا بساز

(زرتشت)