به عربه گفتن : چرا تو دیوونه شدی ؟! گفت بهتون میگم ولی دیوونه نشیداااا
یه زن گرفتم یه دختر ۱۸ ساله داشت ! دختره زن بابام شد پس زن من مادر زن
پدر شوهرش شد ! پدر من داماد من شد و من شدم پدر زن پدرم ! دختره زنم
پسر زایید که داداش من و نوه ی زنم شد پس نوه ی من هم بود پس من پدر بزرگ
داداشم بودم ! زن منم پسر زایید زن پدرم خواهر ناتنی پسرم شد پس پسرم داداش
من است ! پدرم داماد من است ! زن پدرم دختر من و عروس من است !
من چه طور دیوونه نشم ؟!؟!؟![]()
راستی ! هرجاشو که نفهمیدید بگین تا براتون بگم !

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۷/۰۷/۳۰ ساعت 4:11 PM توسط مرتضی
|
سلام این وبلاگ رو خودمون هم نمیدونیم چرا ایجاد کردیم ولی سعی داریم یه کارایی بکنیم لطفا" اگه نظری دارید بگید ×...ممنون...× (اگر خواستین نظر بدین روی اولین مطلبی که هست بزنید)